9دی

«شناختن موقعيت،

فهميدن نياز،

حضور در لحظه‌ى مناسب و مورد نياز؛

اين اساس كار است كه مؤمن بايد اين را هم با خود همراه داشته باشد

تا بتواند وجودش مؤثر بشود.»

فتنه 88 تنها آن چیزی نبود كه توی خیابان دیده شد، زمینه‌هایی چیده بودند و اهداف خطرناكی داشتند، با برخوردهای سیاسی و امنیتی، حل نمی‌شد. یك حركت عظیم مردمی لازم داشت كه این حركت، حركت 9 دی بود كه مردم آمدند و بساط فتنه و فتنه گران را در هم پیچیدند. لذا حادثه 9 دی در تاریخ یك حادثه ماندنی است.»

امام خامنه ای

واین است نتیجه حسینی زیستن...

نشد

گفت:بپوش

گفتم:چه؟

گفت:لباس تقوایت را..(اربابت حسین ع برایت بافته)

گفتم:کی؟

گفت:عاشورا ۹۰

گفتم:یعنی یک سال گذشت؟؟؟؟!!!!

خواستم بپوشم

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

نشد!!!!!!!!

نفرین بر اضافه وزنی نفسم....


.ادعا نوشت:ای حسین(ع) !خانه دوست کجاست...

سمعا وطاعتا

لبیک یا امام


نعمت ولی نعمت بزرگسیست.به خود میبالیم با این دارایی

آرام گرفتم..

یادم آمد شب بی چتر وکلاهی که به بارانی مرطوب خیابان زدم آهسته و گفتم چه هوایی است خدایی،من وآغوش رهایی سپس آنقدر دویدم طرف فاصله تا از نفس افتاد نگاهم به نگاهی،


دلم آرام شد آنگونه که هر قطره باران غزلی بود نوازش گر احساس که می گفت فلانی !چه بخواهی چه نخواهی به سفر می روی امشب چمدانت پر باران شده پیراهنی از ابر به تن کن وبیا !


پس سفر آغاز شد ونوبت پرواز شد و راه نفس  باز شد وقافیه ها از قفس آغاز شد حنجره آزاد و رها در من شاعر من بی تاب  تر از مرغ مهاجر ،به کجا می روم  اقلیم به اقلیم خدا همسفرم بود و جهان زیر پرم بود


سراسرکه سر راه به ناگاه مرا تیشه فرهاد صدا زد :نفسی صبر کن ای مرد مسافر قسمت میدهم ای دوست سلام من دل خسته ی مجنون شده را نیز به شیرین غزل های خداوند به معشوق دو عالم برسان .


باز دلم شور زد آخر به کجا میروی ای دل مگر امشب به تماشای خدا می روی ای دل نکند باز به آن وادی ....


مشغول همین فکر وخیالات پر از لذت وپر جاذبه بودم که مشام دل من پر شد از آن عطر غریبی که ونوشتند کمی قبل اذان  سحر جمعه پراکنده در آن دشت خدایی ست.


چشم وا کردم و خود را وسط صحن وسرا ،عرش خدا، کرب وبلا ، مست ورها در دل آیینه جدا از غم دیرینه ولی دست به سینه یله دیدم  من سر تا به قدم محو حرم بال ملک دور وبرم یک سره مبهوت به لاهوت رسیدم


چه بگویم که چه دیدم که دل از خویش بریدم به خدا رفت قرارم ، نه به توصیف چنین منظره ای واژه ندارم سپس آهسته نشستم ، ونوشتم : فقط ای اشک امانم بده تا سجده ی شکری بگذارم ،


که به نگاه نسیم سحری از سر گلدسته ی باران و اذان آمد و یک  گوشه از آن پرده ی در شور عراقی و حجازی به هم آمیخته  را پس زد و چشم دلم افتاد به اعجاز  خداوند به شش گوشه ی معشوق ،


خدایا !تو بگو این منم آیا که سرا پا شده ام محو تمنا و تماشا فقط این را بنویسید رسیده است لب تشنه به دریا دلم آزاد شد

از همهمه دور از همه مدهوش ، غم و غصه فراموش در آغوش ضریح

                                                                         پسر فاطمه آرام سرانجام گرفتم....

محمد رضا برقعی


دست من و تونیست اگر عاشق شدیم

عمری حسین  ع زحمت مارا کشیده است

آمدم

میدانم که با پای غفلت آمدم

میدانم  حالا  که خسته ام  آمدم

میدانم حالا که کار از کار گذشته است  آمده ام

میدانم حالا که  همه آمدند آمدم

.

.

.

ولی میخواهم ثابت کنم ...

 

میخواهم ثابت کنم که دیگر منافق نشوم

 

ثابت کنم این بار بر عهدم ، عهد ببندم

 

میخواهم (با تو تا همیشه) را داد  بزنم

 

کمکم میکنی؟؟

 

کمکم کن تااااتو بمانم

 

کمکم کن فقط تو را ببینم و تورا بشنوم و

 از تو بگویم..

 

کمکم کن  حداقل برای ۳۰ روز من هم تو بشود..

.

پس سلام رمضان ..

 

سلام فرصت تازه..

 

سلام نگاه مهربان..

 

سلام الله من

 

 

 

افتخار

 

یاد باد آن روزگاران یاد باد..

 

 

 

ادامه نوشته

مضطر

وقتی توی دلت یک حس قشنگی داشتی

 

 یک حسی که بهت میگه : هی تو! پاشو خدا رو ببین!

 

وقتی حس کردی خیلی دلت میخواد خدا رو پیدا کنی

 

 بهتره قبلش اینو بدونی که

.

.

.

 

طبق قاعده "دل به دل راه داره" این حس در تو ایجاد شده چون

 

 قبل از تو خداست که بدجور منتظره صداته  در حالیکه داری باهاش خیلی دوستانه و

 

عاشقانه حرف می زنی بشنوه...

شدید مشتاقت شده...

 

سعی کن نگاه منتظرش رو همه جا ببینی!

 

 اینقدر طولش نده که مجبور شه صدات کنه!

 

رسیدی اون بالا مارو هم یاد کن!

 

 


حیران نوشت:کاش نگاه خوشگلش رو واسه همیشه میدزدیدیم!!!

 

آه..

گوش به فرمان

 

مبارک باشد این طلوع انسانیت...

 

ادامه نوشته

  پشت درم


خسته

شکسته

و به سختی رسیده ام

پشت درم بگو که مرا تو بیاورند


حرم مطهر امام رضا(ع) درآستانه نيمه شعبان

دلتنگ نوشت: آقا جان ! دلمان تنگ است

اذنی آرزوست تا مهمان نگاهت شویم



منتظر است...

 

یادت باشد هنوز محرم است...

 

هنوز وقت دارم برای برگشتن...

ای خون خدا دیگر اینبار فرق میکند..

 

نشد..

 

گفت:بپوش

گفتم:چه؟

گفت:لباس تقوایت را..(اربابت حسین ع برایت بافته)

گفتم:کی؟

گفت:عاشورا ۸۸

گفتم:یعنی یک سال گذشت؟؟؟؟!!!!

خواستم بپوشم

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

نشد!!!!!!!!

 

نفرین بر اضافه وزنی نفسم....

 


.ادعا نوشت:ای حسین(ع) !خانه دوست کجاست...

 

در راه...

 

بوی اربابم می آید ....

 

مرا برسانید به سرخی شهرش...

آآآآآآی کوفیان !بیدار شوید

 

مهمانی در راه است....

 

آماده اید؟؟؟

چگونه ؟

پذیرایتان ادب است یا شمشمیر؟!!....

 

امان ازین نفس پلید...

که این روز ها برای کوفیان شاهی میکند...

 

و اما من ...

من چگونه ام ؟؟؟؟؟؟

آماده ام ؟!!!

 

به این چهار روز باقی مانده امید دارم...

 

ای حسین (ع)!

عهد میبندم از امروز تا چهارده روز دیگر فقط برای شما باشم

اربابم !خودتان کمکم کنید  در محضر مادرتان روسفید بشوم...

آمییییییین...

 

 

اکمال وجودم..

 

آهااااااااااااااااااااااااااای شیعه ها !

مبارک باشد اکمال دینتان....

و حضرت حق همچنان مهربان است...

و هنوز منتظر توست برای بیعتی تازه...

 

 

شیعه میشوم..

 

در سمت توام

 

دلم باران ، دستم باران

 

دهانم باران ، چشمم باران

 

روزم را با بندگی تو پاگشا می کنم ...


هر اذانی که می وزد

 

پنجره ها باز می شوند

 

یاد تو کوران می کند ...



هر اسم تو را که صدا می زنم

 

ماه در دهانم هزار تکه می شود ...


کاش من همه بودم

 

کاش من همه بودم

 

با همه دهان ها تو را صدا می زدم ...

 

 


کفش های ماه را به پا کرده ام

 

دوباره عازم توام ...



تا بوی زلف یار در آبادی من است

 

هر لب که خنده ای کند از شادی من است


زندگی با توست

 

زندگی همین حالاست...

 

زندگی همین حالاست...


اول نوشت: چه نگاه مهربانی در این روزها به همه عالم می تابد

بکوش تا صاحب خبر شوی. . . .

 

آخر نوشت:

حکیمم!بگذار در عرفات دلم شهادتین را بخوانم تا شیعه ی رویت شوم. . .

 

منبع:بغض خیال


 


من او...

نامت چه بود ؟
آدم

فرزند ؟
من را نه مادری نه پدری، بنویس اولین یتیم خلقت

محل تولد ؟
بهشت پاك

اینك محل سكونت ؟
زمین خاك

آن چیست بر گرده نهادی ؟
امانت است

قدت ؟
روزی چنان بلند كه همسایه خدا، اینك به قدر سایه بختم به روی خاك

اعضاء خانواده ؟
حوای خوب و پاك، قابیل خشمناك، هابیل زیر خاك

روز تولدت ؟
روز جمعه، به گمانم روز عشق

رنگت ؟
اینك فقط سیاه، ز شرم چنان گناه

چشمت ؟
رنگی به رنگ بارش باران، كه ببارد ز آسمان

وزنت ؟
نه آنچنان سبك كه پرم در هوای دوست ... نه آنچنان وزین كه ننشینم بر این خاك

جنست ؟
نیمی مرا ز خاك، نیمی دگر خدا

شغلت ؟
در
كار كشت امیدم

شاكی تو ؟
خدا

نام وكیل ؟
آن هم خدا

جرمت ؟
یك سیب از درخت وسوسه

تنها همین ؟
همین !!!

حكمت ؟
تبعید در زمین

همدست در گناه ؟
حوای آشنا

ترسیده ای ؟
كمی

ز چه ؟
كه شوم اسیر خاك

آیا كسی به ملاقاتت آمده ؟
بلی

كه ؟
گاهی فقط خدا

داری گلایه ای ؟
دیگر گلایه نه!، ولی ...

ولی چه ؟
حكمی چنین؛ آن هم به یك گناه!؟

دلتنگ گشته ای ؟
خیلی زیاد

برای كه ؟
تنها خدا

آورده ای سند ؟
بلی

چه ؟
دو قطره اشك

داری تو ضامنی ؟
بلی

چه كسی ؟
تنها كسم خداست

در آخرین دفاع ؟
می خوانمش كه چنان اجابت كند دعا
 
 
 
منبع:E.110

طلوع

 

وفای کبوتر حرمت را آرزوست....

 

 

یک نگاه مهربان ما را بس است..


آقا جان مبارک باشد عبورتان از پل آخرت...

 

مبارک است..

 

مرغ دلم راهی قم می شود


در حرم امن تو گم می شود

 

عمه سادات سلام علیک


روح عبادات سلام علیک

 

 


 

ما میتوانیم بهترین باشیم برای پدر ومادرمان..

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

اینم ی دسته گل به تمام دخترای میقاتی

عیدتون مبارک

روزتونم مبارک


 

ثابت کن..

تمام شد....

.

.

.

.

 

چه کردی دراین فرصت...

.

.

.

 

دو سه روز دیگر شیطان از غل و زنجیر آزاد میشود

.

.

.

 

الان زمانی است که تو باید ثابت کنی که چند مرده حلاجی..

.

.

.

 

پس یاعلی

 

مهمونی

امشب با تمام کثیفیم

اومدم

 

 

 

جبران نگاه..

 

ماه رمضان نهمین ماه از ماههای قمری و بهترین ماه سال است. واژه رمضان از ریشه «رمض» و به معنای شدت تابش خورشید بر سنگریزه است.

 
می‌گویند چون به هنگام نامگذاری ماه های عربی، این ماه در فصل گرمای تابستان قرار داشت،

ماه «رمضان» نامیده شد، ولی از سوی دیگر، «رمضان» از اسماء الهی است. این ماه ماه نزول قرآن و ماه خداوند است و شب‌های قدر در آن قرار دارد.

فضیلت ماه رمضان بسیار زیاد و نامحدود است.

 

خیلی ماه عجیبیه

حتی  در جواب اعمال غیر ارادی هم خوبی میده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

آخه چقدر باید خودشو خرج کنه که ما گوشه چشمی.....

خیلی نامردیه...

بیاین با هم قرار بذاریم که تو این سحرای طلایی واسه هم دعا کنیم

دست ازین نفاق دل برداریم و

آخرین باری باشه که بهش این دروغ رو بگم:

خداجون دوست دارم

آمین..


 

 

 


پی نوشت:ممنون از یکی از  خوش نگاه های موسسه:خانم خلیفه محمودی

ازل..

 
 
ديامس خواننده فرانسوي با حضور در مسجد ژان فيليپه پاريس اسلام آورد و خود را ملتزم به رعايت شئونات اسلامي از جمله حجاب و قطع ارتباط با مردان نامحرم کرد.
 
محجبه شدن وي پس از پذيرش دين مبين اسلام بازتاب گسترده‌اي در اين کشور و قاره اروپا پيدا کرده است.

به گزارش حفا نیوز از ابنا، ديامس (يا ديامز ـ Diam"s) خواننده مشهور رپ فرانسوي از ارائه دلايل خود در گرويدن به اسلام و هر گونه گفتگو با رسانه ‏ها خودداري کرده است.

اما مجله «پاري ماچ» چاپ پاريس با ذکر اين خبر نوشته است: او در حدود دو ماه است که با جواني مسلمان ازدواج کرده و در اين مدت در حالات زندگي او تغييرات اساسي رخ داده است.

ديامس که چند مدتي بود به دليل ابتلا به بيماري افسردگي شديد از حضور در اجتماع خودداري مي‏کرد، در صحبت با دوستانش گفته است من نزد پزشکان زيادي رفته ‏ام ولي درمان بيماري خود را تنها در عمل به دستورات اسلام يافته ‏ام.

«ميلاني جورجياديز ـ Mélanie Georgiades» مشهور به ديامس در 25 جولاي 1980  از مادري فرانسوي و پدري يوناني به دنيا آمده است.

وي خوانندگي را از سال 1994 ميلادي در يک گروه خوانندگي جوانان آغاز کرد اما به دليل استعداد زيادش توانست طي مدت زمان چند سال به شهرت برسد. او داراي شخصيتي قوي و صدايي ويژه است.

ديامس 29 ساله که به علت اشعار و شخصيت سياسي ‏اش در اذهان عمومي فرانسويان شناخته شده است، در آهنگ‏هاي خود شديداً به سازمان‏هاي بين ‏المللي مدعي حقوق ‏بشر اعتراض و از کودکان بي ‏سرپرست مهاجر کشورهاي آفريقايي و اسلامي دفاع مي‏کرد. او نه تنها با سياست‏مداران راست‏گرايي همچون «ژان ماري لوپن» و دخترش «ماري لوپن» به مخالفت شديد پرداخته، بلکه با سياست‏هاي رييس جمهور فعلي فرانسه «نيکلا سارکوزي» هم مخالف است.

وي از سال 2003 به عنوان «پرنسس رپ» در دنياي موزيک غربي شهرت يافته بود. ديامس در سال 2007قبل از انتخابات رياست جمهوري فرانسه در انتقاد از سارکوزي رئيس جمهور اين کشور، وي را فردي خودخواه که به مردم علاقه‌اي ندارد، توصيف کرده بود.

ديامس اکنون با گرويدن به دين مبين اسلام، راه آرامش و رستگاري را در آموزه‏ هاي آن يافته است.

 

دیامس  حجاب  اسلام

 

بنابر آمار رسمي فرانسه، سالانه 3 هزار و 500 نفر در اين کشور مسلمان مي‏شوند که اين رقم در سال جاري بيش از 5 هزار نفر بوده است. جامعه مسلمانان فرانسه اين آمار را بسيار بيشتر از آنچه ارگان‏هاي رسمي فرانسه اعلام کرده ‏اند، مي‏داند.

یاد یه جمله افتادم:!!!


يه بار ديگه پاراگراف اول مطلب رو بخونيم؟


حالا با هم اين حديث امام علي عليه السلام رو مرور ميکنيم:


اَلله اَلله ! فِي الْقُرآن لا يَسبقُکُم بالْعَمل بهِ غَيرُکُم. (نهج البلاغه، نامه چهل و هفتم)


خدا را، خدا را ! درباره ي قرآن، مبادا ديگران در عمل به دستوراتش از شما پيشي بگيرند.

مهمونی

۱۰ روز دیگر...

 

 

 

آماده ای؟؟

غبار

بیخود بودن یا نبودن...مسئله این است..

 

زمانی با خودم فکر می کردم خوب بودن چقدر راحت است...

فکر می کردم برای خوب بودن کافی است لحظه ای فقط تصمیم بگیرم، و آن وقت است که از لحظه بعد از آن مصداق یک انسان خوب به شمارمی آیم.

اما گویا یک جای محاسباتم اشتباه بود.

یک جای کار می لنگید...

شیطان گاهی کار خودش را آنقدر تمیز انجام می دهد که مو لای درزش نمی رود!

بعضی اوقات احساس می کنی انسان خوبی هستی...

می نشینی با خودت حساب و کتاب می کنی...امروز فلان دعا را خواندی، این کار خوب را هم که انجام دادی(حتی ریا هم در کارت نبود!)،یک سری کارهای زشت را هم ردیف می کنی و با خود می گویی خوب به حمدلله ما که اهل هیچ کدام نیستیم...وتمام این معادلات تو را به این نتیجه می رساند که خوبی، خیلی هم خوب!!!

اما خوب که دقت می کنی می بینی همین احساس خوب بودن خودش مثال نقضی آشکار برای نتیجه گیری اخیر است...

و گاهی حتی دقت زیادی هم لازم ندارد!

و خدا نکند زمانی به خودت آیی و ببینی یکی یکی توفیق ها دارند از تو سلب می شوند، لحظه هایی که خدا فقط و فقط برای توجه و نزدیکی تو به خودش برایت قرار داده مانند ماهی از دستت سر می خورند و تو تازه می فهمی که ای وای، شاید این ها نتیجه همان احساس کاذب خوب بودن است...

بعضی وقتها هم خدا همچین می زند پس کله ات تا در هپروت بودنت برایت اثبات شود!!!

.

امان از زشت گناهانی که خود را زیبا ثواب هایی جلوه می دهند در چشم ما...

یکی شان همین عُجب است...

یعنی خودم را ببینم و در ظلمات خودم گرفتار شوم.

در کل از خود بدانم آنچه را که از من نیست...

غافل از آن که درعالَم خود خبری از مقامات نیست و هر چه هست در عالَم بیخودی ست آن هم از جانب او!

و برای منِ کم ظرفیت همان بهتر که در حال ندامت و شرمندگی و ترس و اضطراب به سر ببرم، زیرا که

امام صادق(ع) می فرمایند:" شخص گناه می کند و بعد سخت پشیمان می شود و سپس عمل خوب انجام می دهد و این کار او را مسرور می کند و آن حالت اولی، یعنی پشیمانی و نگرانی را از دست می دهد. پس اگر بر همان حالت اولی خود باشد برای او بهتر از حالت بعدی است"

و شیطان منتظر است تا من از خود، راضی شوم و چشم ببندم روی تمام قصورات و تقصیراتم، در این هنگام است که او هم از من راضی می شوم و تا جایی پیش می رود که حتی بر من غلبه پیدا می کند!

در قسمتی از مکالمه حضرت موسی(ع) با شیطان آمده است: "...پس حضرت موسی(ع) به شیطان گفت: حال به من خبر بده آن گناهی را که وقتی فرزند آدم آن را انجام داد تو بر او غلبه پیدا می کنی و براو مسلط می شوی؟ شیطان گفت: آن وقت که او از خود به عجب آید و عمل عبودی خود را زیاد ببیند و گناه او در نظرش کوچک شود."

پس...

خدایا مرا بیخودم گردان تا با تو باشم...

نزد خودم حقیرم کن تا نزد تو عظیم باشم...


 پی نوشت:

ماه شعبان هم به نیمه رسید...

 و من بدون آنکه از شیرینی های این ماه لذت ببرم در روزمرگی های خودم غرقم!

منبع:ع.م از مجال مجازی

  

فداشدن...

 

 زندگي يعني جان دادن براي يك لبخند

ی مصاحبه از آیه الله مصباح خوندم.جالب بود:

در 30 سالي كه از عمر انقلاب مي گذرد با وجود ويژگي هاي بي نظير اين انقلاب اما در بعد فرهنگي ضعيف عمل كرده ايم.

حال كه اين كم كاري شده وظيفه ما چيست؟

 ما بايد در نقش ناجي غريق بازي كنيم. حال ويژگي هايمان چه بايد باشد؟

اول تسلط بر شناگري در سطح بالا، چون شما بايد توانايي داشته باشيد يك نفر ديگر را نيز از آب بكشيد.

دوم توان ريسك كردن. به هر حال نجات غريق خطر دارد. ممكن است خود شما غرق شويد.

سوم انگيزه كار را داشته باشيد.

 شايد اين حديث به تنهايي انگيزه كافي را توليد كند:

پيغمبر به حضرت علي(ع): اگر يك نفر به دست تو هدايت شود براي تو بهتر است از تمام آنچه خورشيد بر آن تابيده.

پس به كاري كه مي كنيد فكر كنيد. عظمت كار محسوس نيست اما اگر ارزش كار را درك كرديد سختي كار را به جان مي خريد.*

                                  

توصيه به شما عزيزان:

 هيچ وقت به حدي از معلومات اكتفا نكنيد و براي مطالعه برنامه داشته باشيد.

براي ادامه كار نيتتان را خالص كنيد. حساب را با امام زمان ببنديد. شما فكر كنيد كه اگر حضرت آقا (امام خامنه اي) يك لبخند رضايت بر لبانشان ظاهر شود چقدر برايتان ارزشمند است؟

 حال ببينيد كه با اين كارتان لبخند رضايت را بر لبان ولي عصر مي نشانيد.

و اصلا

زندگي يعنی جان دادن برای یک لبخند

 

آسمونی..

 

سجاد..

امام..

سجده کننده...

بسیار سجده کننده...!!!

 

چه میگویی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

کاش میفهمیدم...

 

..

...

....

 

دلم بندگی را داااااااااااااااااااااااااااااااااد میزند...

 

 

 

 

 

ادب خدایی

نگویمت همه سال میگساری کن

.

.

.

سه ماه می خور ٬نه ماه پارسا میباش...

 

 

 

امروز پیاله آفا سراسر ادب و وفاست...

بکوش که شاید صباحی دیگر نفسی نباشد...

 

 

 

خلیفه الله

سید جان !

تولدتان مبارک

 

شکررررررررررررررررررررررررررررر

بابت آمدنت....

آخرش...

تولد گریه

 

امروز لرزه های وجود زینب ع شروع شد

                    

                امروز اشک شوق پیامبر سرد بود...

 

                                      کاش شیعه خودش بیدار میشد....

 

                                                                  نیازی به قربانی نبود که.....