در راه...
بوی اربابم می آید ....
مرا برسانید به سرخی شهرش...
آآآآآآی کوفیان !بیدار شوید
مهمانی در راه است....
آماده اید؟؟؟
چگونه ؟
پذیرایتان ادب است یا شمشمیر؟!!....
امان ازین نفس پلید...
که این روز ها برای کوفیان شاهی میکند...
و اما من ...
من چگونه ام ؟؟؟؟؟؟
آماده ام ؟!!!
به این چهار روز باقی مانده امید دارم...
ای حسین (ع)!
عهد میبندم از امروز تا چهارده روز دیگر فقط برای شما باشم
اربابم !خودتان کمکم کنید در محضر مادرتان روسفید بشوم...
آمییییییین...

+ نوشته شده در جمعه دوازدهم آذر ۱۳۸۹ ساعت 19:14 توسط غریب
|
.jpg)
یک نگاه مهربان ما را بس است...