دلم برای قصه ی خلقتم تنگ شده
....هنوزم که هنوزه عاشقی تو را تو اون لحظه نفهمیدم
چه پاک و معصوم بود نگاه تو لحظه ی جان گرفتن من
همه ی فرشته ها رو صدا زدی بیایید که معجزه ی من رونما شد:
خلیفه ی من ،جانشینم و بهترینم روی زمین ...
واذ قال ربک للملئکه انی جاعل فی الارض خلیفه(بقره 29)
همه اومدند ومات ومبهوت به خلیفه ی تو نگاه میکردند.....
و اما من........
من همچنان مطمئن از آرامش نگاه تو چرا که میون اون همه شلوغی تکرار این حدیث مهربونیت مایه ی دلگرمیم بود...
خلقتک لا جلی **تورا برای خودم خلق کردم**
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم خرداد ۱۳۸۹ ساعت 22:36 توسط غریب
|
یک نگاه مهربان ما را بس است...