پرواز
دلم هوای برواز دارد..
آقا اجازه !شهید شده.
دلم را شکست...
بدجوری هم شکست.
داشتم روی یکی از پروژههای درسیام کار می کردم، که ناخواسته این مطلب را دیدم.
نوشته بود:
به نام خدا
من می خواهم در آینده شهید بشوم. برای این که....
معلم که خنده اش گرفته بود، پرید وسط حرف مهدی و گفت: «ببین مهدی جان! موضوع انشاء این بود که در آینده می خواهید چه کاره بشین. باید در مورد یه شغل یا یه کار توضیح می دادی. مثلاً، پدر خودت چه کارست؟
آقا اجازه! شهید شده...
متن کوتاهی که دلم را لرزاند، قلبم را فشرد، و بغضم را...
دلم هوای مزار حاج حسین خرازی و حاج احمد کاظمی را کرده است...
ا
چه میشد من هم دست ازین نفاق دلم برمی داشتم![]()
تا باز شود این پنچره وصل....
خدای من آزاااااااااااااااااااااااااااااااااااااادم کن ازین همه گیر و بند زمین..![]()
باز کن پنجره را...
.jpg)
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم تیر ۱۳۸۹ ساعت 12:20 توسط غریب
|
یک نگاه مهربان ما را بس است...