تکیه کلام
هر چند وقتی تکیه کلامش عوض میشد.نزدیک عملبات بود.با هرکس که روبرو میشد میگفت :برادر بلند بگو استغفرالله.با آهنگ خاصی میگفت.انگار واقعا از ته دل میگفت.
شب عملیات بچه ها را مجبور میکرد بلند بگویند استغفر الله. ذهنم درگیرش شده بود.اخر مصطفی کارهایش بی دلیل نبود حتی تکیه کلامش.بالاخره جسارت نشان دادم و رفتم کنارش نشستم و دلیل کارش را پرسیدم خندید و گفت :ما تکیه کلامهایمان را روی ماه های قمری تنظیم میکنیم الان ماه رجبیم.
یک لحظه به یاد تکیه کلامهای خودم افتادم ...
به خاطر تمامش گفتم:
استغفرلله واسئله توبه
چند روز دیگر از ماه خدا باقی نمانده .این رجبیون
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 9:14 توسط غریب
|
یک نگاه مهربان ما را بس است...