كاش من هم شيميايي مي‌شدم
در هواي تو هوايي مي‌شدم



كاش «موجي» مي‌شدم بي ادعا
غرق اوهام خدايي مي‌شدم



ديدگانم را به «تركش» مي‌زدم
لايق اين روشنايي مي‌شدم


مي‌فتادم روي مين بي‌دست و پا
عاشق بي‌دست و پايي مي‌شدم



مي‌نهادم سر به پايت تا ابد
مرده بودم موميايي مي‌شدم



بين مرگ و زندگي پل مي‌زدم
باعث اين آشنايي مي‌شدم



چون شهيدان در پگاهي دلنشين
من فدايي من فدايي مي‌شدم



دل به درياي محبت مي‌زدم
قطره قطره كربلايي مي‌شدم



ياد آن روزي كه در وادي عشق
محو مردان خدايي مي‌شدم