تا ابد شرمنده...
كاش من هم شيميايي ميشدم
در هواي تو هوايي ميشدم
![]()
![]()
![]()
كاش «موجي» ميشدم بي ادعا
غرق اوهام خدايي ميشدم
![]()
![]()
![]()
ديدگانم را به «تركش» ميزدم
لايق اين روشنايي ميشدم
![]()
![]()
![]()
ميفتادم روي مين بيدست و پا
عاشق بيدست و پايي ميشدم
![]()
![]()
![]()
مينهادم سر به پايت تا ابد
مرده بودم موميايي ميشدم
![]()
![]()
![]()
بين مرگ و زندگي پل ميزدم
باعث اين آشنايي ميشدم
![]()
![]()
![]()
چون شهيدان در پگاهي دلنشين
من فدايي من فدايي ميشدم
![]()
![]()
![]()
دل به درياي محبت ميزدم
قطره قطره كربلايي ميشدم
![]()
![]()
![]()
ياد آن روزي كه در وادي عشق
محو مردان خدايي ميشدم
+ نوشته شده در جمعه هفدهم تیر ۱۳۹۰ ساعت 18:53 توسط غریب
|
یک نگاه مهربان ما را بس است...